- _UCONTENTS
 

خانه ارسال نظرات تعرفه تبلیغات درباره ما عضویت تالار گفتگو نقشه سایت e خدمات الکترونیک

اورژانسهای ورزشی

آسیب ورزشی

توانبخشی ورزشی

رشته های ورزشی

روانشناسی ورزشی

پزشکی و ورزش

تغذیه ورزشی

ورزش بانوان

تناسب و سلامت

 خانه > ورزش معلولین/مفاهیم و تاریخچه ورزش معلول


تاريخچه ورزش معلولين

تاريخچه ورزش معلولين
از زمانهاي بسيار دور از حركت به عنوان يك وسيله درماني و يا جلوگيري از بروز ناراحتيهاي جسمي‌و روحي استفاده مي‌شده است. بر اساس يافته ها و مدارك متعدد باستانشناسان مي‌توان پي برد كه انسانهاي دوران باستان نيز به اهميت حركت براي رهايي از دردها و درمان آگاه بوده اند. ورزش معلولین
چيني ها جزو اولين ملتهايي بودند كه به اين موضوع پي بردند كه علل بروز بسياري از ناراحتيها و بيماريها كم تحرکی و عدم انجام فعاليتهاي جسمي‌است. به اين دليل آنها نوعي تمرينات سبك معروف به ‌« كانگ فو» را اجرا مي‌كردند. هندوهاي باستان نيز براي درمان و حفظ سلامت بدن تمرينات و حركات زيادي را ارائه دادند كه اكثراين تمرينات تا دوران جنگهاي صليبي به كار گرفته مي‌شدند. امروزه معروفترين اثر باقي مانده از هندوها تمرينات « يوگا» است. يوگا تمرينات جسمي‌و روحي است كه براي كنترل تن و روان تدوين شده است در يونان باستان نيز هرودت اولين كسي بود كه به تأثير ژيمناستيك در بهبود و كمك به درمان بيماريها توجه كرد. او مجموعه اي از تمرينات را كه مبتني بر اصول و قواعد هندسي بود به منظور از ميان بردن ضعف بدني شاگردانش تدوين كرد. بيشترشاگردان هردوت معتقد بودند كه اين تمرينات بسيار مشكل ولي سودمند هستند.
در روم باستان نيزكاليوس اوريلياتوس چگونگي كاربرد وسائل كمكي و وزنه ها را جهت متوقف كردن رشد بيماريها و درمان آنها بيان داشت. او در كتاب معروف خود به نام بيماريهاي مزمن تمرينات مختلف و مؤثري در جهت افزايش قدرت، استقامت و انقباض عضلات را بيان داشته است. اين دانشمند همچنين روش كشيدن و فشردن موم را كه باعث افزايش قدرت عضلات انگشتان و دست به خصوص براي بيماران مبتلا به ورم مفاصل است، توصيه كرده است. در كشورهاي اسلامي‌نيز به امر حركت درماني به كمك ورزش توجه زيادي مي‌شده است. به خصوص دانشمندان و فلاسفه ايراني از قبيل زكرياي رازي و ابن سينا به اين امر مهم واقف بودند. ابن سينا عقيده گالن را در مورد ژيمناستيك درماني مورد تأئيد قرارمي‌دهد و آن كوششها را تكامل مي‌بخشد ودر رابطه با « چگونه سالم بودن و چگونه سالم زيستن» تمرينات زيادي را ارائه مي‌دهد. او درباره حركت درماني به كمك ورزش مي‌گويد: « تمرينات بدني، فعاليتهاي ملايم و سبك ورزشي و حتي فعاليتهاي سخت، آنچنان روحيه اي به انسان مي‌بخشد كه قادر مي‌شود در بهترين شرايط رشد كند و از زندگي سالم ومفيد نيزبهره مند گردد».
در قرون وسطي به خاطر مخالفت كليساي مسحيت با هرگونه فعاليت جسمي، پرداختن به تمرينات ورزشي به منظور دور نگه داشتن جسم از بيماريها به دست فراموشي سپرده شد. اما رفته رفته با پيشرفتي كه در كليه زمينه هاي علمي‌و تكنيكي از جمله علم پزشكي در قرون معاصر به وجود آمد، راه معالجه و نجات انسان از چنگال بيماريهاي مختلف هموار شد. ديگر، موضوع مداواي صرف مطرح نبود بلكه طرق پيشگيري از بروز و رشد بيماريها و در نتیجه معلولیتها نيز به طورجدي مطرح و دنبال مي‌شد. اين طرز فكر كه مرگ براي افراد معلول بهترين راه علاج است ديگر مطرح نشد بلكه احترام به زندگي همه انسانها و كوشش براي درمان مجروحان و معلولان حوادث مختلف به عنوان يك خصيصه انساني مورد توجه قرار گرفت. در پرتو چنين شرايطي، ورزش بيش از هر دوران ديگري به مفهوم واقعي خويش نزديك شد و جنبه هاي علمي‌تري نيزبه خود گرفت.
وقوع رويدادهاي متعدد، عارضه معلوليت را از لحاظ كمي‌ونيز پيشرفتهاي علم پزشكي آن را از لحاظ كيفي دستخوش دگرگوني كردند. در قرن نوزدهم سلسله جنگهاي پراكنده ميان كشورهاي اروپايي، آسيايي و انقلابهاي متعدد در اروپا، آمريكا، آسيا و حوادث طبيعي ديگر در افزايش كمي‌معلولان نقش قابل توجهي ايفا كردند. همچنين وقوع جنگ جهاني اول و درگيرشدن بخش اعظم اروپا در اين جنگ ويرانگر، به مثابه نقطه عطفي در ازدياد معلولان است. درهمه كشورهاي درگيرجنگ ، معلولان ديگر گروهي نبودند كه همگان را به تعجب وادارند و احياناً ترحم آنان را برانگيزند. عارضه معلوليت به عنوان جزيي از پيكرجامعه رسميت خود را تحميل كرده بود و دولتها و موسسه هاي غيردولتي ارگانهايي به وجود آوردند كه هدفشان مداوا، مراقبت و بهبود معلولان بود. از آنجايي كه اكثر اين كشورها از تكنولوژي پيشرفته اي نيز برخوردار بودند، در اين مورد نيزازچنين امكاناتي بهره گرفتند و به طور جدي بدان توجه كردند.
رشد كمي‌معلولان كه موجب حساس شدن جامعه نسبت به آنان شده بود، خود موجب اختصاص دادن بودجه و گردآمدن بخشي از نيروي كارآمد پزشكي- ورزشي و بهره گيري از تكنولوژي پيشرفته براي کمک به معلولان گرديد. افراد سرشناس نيزكه خود در طي جنگ معلول شده بودند از عوامل تشديد كننده اين اشتياق عمومي ‌به حساب مي‌آمدند. مجموعه اين عوامل به شكل گيري اولين تشكيلات ورزش معلولان انجاميد. تشكيلاتي كه هدف آن تأمين كردن نيازهاي جسماني و رواني معلولان بود. تا قبل از تأسيس اولين باشگاههاي ورزشي ويژه معلولان، نهادها و موسسه هاي ديگري وجود داشتند كه به معلولان نيزتوجه داشته و گامهايي درجهت تأمين نيازهاي آنان برداشته بودند، ليكن انگيزه هاي آنان از حد و مرزخيرخواهي و ترحم فراتر نمي‌رفت. كليساها و ديگر سازمانهاي مذهبي قدمهاي موثري درراه ايجاد انجمنهاي مختلف معلولان برداشتند وفعاليتهاي خود را با شرايط جديد تطبيق دادند. ازاين پس نه فقط خيرخواهي، بلكه قبول معلوليت به عنوان يك عارضه اجتماعي، وظايف روشني را در ارگانهاي مختلفي كه براي معلولان انجام وظيفه مي‌كردند تعيين كرد، به ويژه آنكه خود معلولين به طرز چشمگيري دراين نهادها فعاليت مي‌كردند و به موقعيت خويش آگاه شده بودند.
يكي از كمبودهاي اساسي، فقدان تشكيلات مستقل ورزشي ويژه معلولين بود. اما چون ضرورت اين نياز احساس شده بود و همچنين به اعتبار شرايط مساعد و امكانات مناسب، باشگاههاي ورزشي يكي پس از ديگري در بعضي ازكشورهاي اروپا و آمريكا دايرگرديد. همچنين مجامع علمي‌كه هدفشان گسترش پژوهش پيرامون اثرات ورزش در روند کمک به معلولین و کاهش عوارض و اثرات معلولیت بود به طور منظم تشكيل شد و نتايج مؤثري بر روند رو به پيشرفت حركتهاي ورزشي- پزشكي برجاي نهاد. دستيابي اينگونه مؤسسه ها و مجامع به دستاوردهاي نوين. موجب تشكيل انستيتوهاي پزشكي- ورزشي شد كه در واقع به مثابه بالاترين ارگانهاي پژوهشي- علمي‌به شمارمي‌رفت. گردآمدن بهترين پزشكان دراين قبيل انستيتوها و تبادل نظرپزشكان در مورد آخرين دستاوردهاي پزشكي، درجه کاهش عوارض را به ياري حركتهاي درماني بالا برد و تجارب حاصله نيزبه سايرجوامع انتقال يافت.
درجنگ جهاني دوم كه شش سال تداوم داشت ميليونها مجروح ومعلول به وجود آمدند كه نتيجه دردناك قدرت طلبي صاحبان زر و زور بود. طبعاً چنين كميت عظيم و حيرت آور معلولين اثرات خود را برمسائل فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جوامع باقي مي‌گذارد. در چنين شرايطي بود كه بيش از هر زمان ديگر به ارزش ورزش در روند بهبودي مجروحان و معلولين توجه شد. تمرينهاي گذشته، تحول پيدا كرد و كارآيي آنها بيشتر شد در بعضي از كشورها با استفاده از تجارب و پژوهشهاي پر دامنه، گامهاي سريعي برداشته شد و در بعضي از كشورها موفقيت ها بسيارچشم گيربود و ورزش در ميان معلولين همه گيرشد.
چند ماه پس از فروكش كردن آخرين زبانه هاي آتش جنگ، يكي از جراحان معروف انگليسي به نام دكتروانس جونز  آسايشگاه ويژه اي براي آسيب ديدگان نخاع تأسيس كرد. اين آسايشگاه بيش از آنكه يك مركز عادي درماني باشد از ويژگيهاي يك مركزتوانبخشي برخورداربود. دراين آسايشگاه امكانات بسياري براي ورزش كردن دررشته هاي مختلف وجود داشت. معلولين همه روزه برطبق برنامه و با نظارت كارشناسان ورزشي، ساعتها از وقت خود را به ورزشها و تمرينهاي پزشكي- ورزشي مي‌گذراندند نتيجه كار اين آسايشگاه به زودي پديدارشد و اين خود سبب شد كه معلولين به اهميت ورزش كردن پي ببرند. انتقال نتيجه چنين تجربه اي سودمند به كشورهاي ديگرباعث ايجاد مراكز توانبخشي درآن كشورها شد. هر كشور با ابتكارهاي جديد به بالا بردن كيفيت امر توانبخشي كمك كرد. مثلاً درآلمان يك پزشك به نام دكتر مال ويتز  مركز توانبخشي نويني تأسيس كرد. اين پزشك از زمان جنگ جهاني اول با معلولين همكاري نزديك داشته و براثرتوجه به امر ورزش و اعتقاد به تأثيرمثبت ورزشها در روند بهبود آنان به تمرينهاي ژيمناستيك روي آورد و آن را به مثابه قسمت اعظم برنامه هاي درماني و نوتواني قرارداد. بعد از آن به زودي چنين مراكزي در نقاط مختلف تأسيس شد و موجب بهبودي كامل يا نسبي هزاران معلول شد. دكتر مال ويتز علاوه براين اقدام انساني، در ايجاد تشكيلات مستقل ورزشي معلولين آلمان نيزنقش بسزايي ايفا كرد. كوششهاي ارزنده او الگو و نمونه فعاليتهاي چشمگيرساير كشورها شد.
وجود ميليونها معلول در كشورهاي درگيرجنگ و امكانات وسيع پزشكي ورزشي و علاقه روزافزون كارشناسان و محققان به موضوع معلوليت و بالاخره نتايج حيرت آور درمان از راه ورزش، به فعاليتهاي وسيعي در همه زمينه ها و از جمله تأسيس تشكيلات مستقل ورزشي معلولين انجاميد. اين موج عظيم در محدوده برخي كشورهاي اروپايي و امريكايي محصور نماند و به ساير نقاط دنيا كشانيده شد. از جمله هندوستان، اندونزي، كره، ژاپن، كانادا، استراليا و كشورهاي ديگر را در برگرفت. به اين ترتيب ورزش معلولين به پديده اي جهاني تبديل شد و طبعاً نياز به تشكيلات جهاني را نيزطلب كرد .
تاریخچه ورزش معلولین در ایران
در ايران نيزدر زمان قبل از انقلاب شكوهمند اسلامي‌قدمهاي ناچيزي براي ورزش معلولين برداشته شده بود. به طور مثال براي ناشنوايان، فدراسيون ورزشي مستقل تشكيل يافته بود و براي معلولين جسمي‌نيز تحت نظرسازمان بهزيستي اقداماتي انجام مي‌گرفت. بعد از انقلاب و به خصوص در دوران جنگ تحميلي وبعد از آن، چون به افراد معلول جامعه تعداد زيادي معلول جانباز پرافتخار نيزافزوده شد، از طرف ارگانهاي مختلف به خصوص بنياد مستضعفان و جانبازان و نيز سازمان بهزيستي گامهاي بسيارمهم و مفيدي براي بهبود زندگي معلولين در همه زمينه ها منجمله ورزش برداشته شد كه اين امر را به خصوص در ورزش قهرماني به خوبي مي‌توان مشاهده كرد. در حال حاضر فدراسيون ورزشي جانبازان و معلولين كشور جزو موفق ترين فدراسيونهاي ورزشي كشور به حساب مي آيد و قهرمانان پرافتخار جانباز و معلول كشور در صحنه هاي بين المللي درخشش بسيارزيادي داشته و بارها سرود پرافتخار جمهوري اسلامي‌ايران را به گوش جهانيان رسانده و پرچم آن را به اهتراز در آورده اند.

فریبا محمدی

چاپ مطلب ارسال برای دوستان

 

 

 

 

  نقشه سایت | عضویت | درباره ما | تعرفه تبلیغات | ارسال نظرات | خانه  

حقوق این سایت متعلق به موسسه طب ورزش پارس می باشد.

هرگونه برداشتی از مطالب با ذکر منبع (www.sportmedicine.ir) بلامانع است.  

طراحی شده توسط شرکت سامانه های هوشمند مصباح شارژ