- _UCONTENTS
 

خانه ارسال نظرات تعرفه تبلیغات درباره ما عضویت تالار گفتگو نقشه سایت e خدمات الکترونیک

اورژانسهای ورزشی

آسیب ورزشی

توانبخشی ورزشی

رشته های ورزشی

روانشناسی ورزشی

پزشکی و ورزش

تغذیه ورزشی

ورزش بانوان

تناسب و سلامت

 خانه > اخبار/اخبار ورزشی


فعاليت بدني، آمادگي جسماني، تندرستي و طول عمر

نقش و اهميت فعاليت‌هاي بدني ديرزماني است كه در ميان افراد كم تحرك شناخته شده است. اين مسئله باعث شد تا افراد جامعه تمايل پيدا كنند نسبت به تأثيرات مختلف فعاليت‌هاي بدني حساس شوند و تلاش نمايند تا دانش و اطلاعات خود را توسعه بخشند. در اين مورد، رابطة بين ورزش، آمادگي جسماني و بهداشت (تندرستي) با تضادهاي آن در شكل زير به خوبي ترسيم شده است.

طول عمر زياد = تندرست = ورزيده = فعال

طول عمر كوتاه بيمار غير ورزيده بي‌تحرك

بدون ترديد آرزوي هر فردي بهبود كيفيت و طول عمر زندگي‌اش مي‌باشد. با اين همه، نكاتي كه باعث پيشبرد موضوع مورد بحث ما مي‌شود همچنان ناشناخته باقي مانده است. حتي تعاريف ابتدايي مربوط به ورزش (تمرين)، آمادگي جسماني و تندرستي نيز همواره مورد بحث و مجادله است.

بعضي، فعاليت بدني يا تمرين را تحرك بدن همراه با انقباض عضلاني و مصرف انرژي تعريف مي‌كنند. بنابراين از آمادگي جسماني نيز به عنوان يك سري از شاخص‌هاي تعيين‌كنندة ظرفيت در اجراي فعاليت‌هاي بدني نام مي‌برند. تندرستي هم بود يا نبود بيماري نيست، بلكه تندرستي شاخصي است كه تمامي مراحل مختلف حيات جسماني از آغاز تا پايان زندگي را در بر مي‌گيرد.

شواهد اپيدميولوژي

 

اپيدميولوژي (همه‌گير شناسي) در ابتدا به عنوان پژوهشي براي يافتن علل و عوامل گسترش بيماري‌هاي عفوني آغاز شده، ولي تعميم آن به بيماري‌هاي مزمن نظير بيماري‌هاي قلبي عروقي (chd) نكته‌اي كاملاً جداگانه است. در اين بحث تلاش ما بر اين است كه تا موضوع فعاليت، آمادگي جسماني و طول عمر را در ارتباط با chd مورد بررسي قرار دهيم و به فوايد و مضراتش در افراد ورزشكار و غيرورزشكار و نقش آن در تندرستي، بيماري و يا مرگ زودهنگام بپردازيم. مهمترين علت اين گزينش كارهاي بسياري زيادي است كه تاكنون در اين زمينه انجام شده است. به علاوه، chd بزرگترين علت مرگ و مير پيش از دورة سالمندي در كشورهاي مختلف مي‌باشد.

فعاليت بدني شغلي و chd

 

داستان جديد ورزش و chd با كارهاي پروفسور موريس و همكارانش در لندن آغاز شد. آنها شروع به آزمايش و تحقيق روي چند تن از رانندگان اتوبوس دوطبقه و بليط جمع‌كن‌ها كردند. نتيجه حاصل از اين پژوهش نشان داد كه افراد بليط جمع‌كن بسيار كمتر به chd (بيماري كرونري قلب) مبتلا شده‌اند. بعلاوه اين نكته روشن شد كه چنانچه آنها دچار عوارض يا بيمار خاصي شده‌اند، شدت آن به مراتب كمتر از رانندگان اتوبوس بوده است. ضمناً توانايي آنها در مقابل حمله قلبي خيلي زياد بوده است. در تحقيق مشابهي، بيش از 6351 نفر از كارگران بنادر و عرصة كشتي‌ها مورد بررسي قرار گرفتند و نتيجة اين پژوهش با نتايج پژوهش پروفسور موريس يكسان بوده است. در اين تحقيق روشن شد كه كارگران و افرادي كه كارهاي سنگيني همچون باربري، بلند كردن و جابجا كردن اشياي سنگين و غيره را برعهده داشتند، نسبت به كارمندان، سركارگران و يا كساني كه با ماشين‌هاي بالابر و جا به جا كنندة اشياء سر و كار داشتند به مراتب كمتر در معرض خطر حمله يا بيماري قلبي قرار گرفته‌اند. مدت اين تحقيق نزديك به 22 سال طول كشيد و متغيرهاي مورد اندازه‌گيري عبارت از فشارخون و ديگر پارامترهاي فيزيولوژيكي و با استفاده از آزمايشاتي كه روي دوچرخه‌كارسنج (ارگومتر) انجام گرفت، بوده است. هرچند عوامل ديگري همچون روش زندگي، وضعيت اقتصادي، مسايل اجتماعي و اعتياد به سيگار نيز نقش مهمي در اين نتايج داشت، ولي بدون ترديد مهمترين عامل فعاليت شديد و مستمر بوده است.

فعاليت بدني اوقات فراغت و chd

 

در مورد احتمال chd بين افراد كم‌تحرك ميانسال، يك سري آزمايشات مقايسه‌اي در انگلستان انجام شده است كه همگي به نتايج مشابهي دست يافته‌اند. در ميان افراد مورد آزمايش، كساني وجود داشتند كه در اواخر هفته و يا در اوقات فراغت روزانه خود به ورزش مي‌پرداختند. نتايج اين بررسي‌ها نشان داد كه افراد اخير خيلي كمتر مبتلا به chd شدند تا افراد كاملاً بي‌تحرك.

شكل و نوع ورزش در اوقات فراغت نيز در كاهش chd بسيار حائز اهميت است. تمرينات شديد به خصوص تمرينات استقامتي و تمريناتي كه دستجات ماهيچه‌اي بزرگ را درگير مي‌سازد شودمندتر هستند.

براي بررسي اين افراد از معيارهاي «اندازه‌گيري چربي زير پوستي» و «الكتروكارديوگرام» استفاده شد، با اين همه، در اين آزمايش‌ها نتايج كاملاً معكوسي بين chd و ورزش به دست نيامده است.

اصولاً افرادي كه ورزش مي‌كنند كالري بيشتري مصرف مي‌كنند و از وزن كمتري نيز نسبت به افراد بي‌تحرك برخوردارند. در اين پژوهش‌ها مشخص شد كه نوع تمرين مي‌تواند chd را تحت‌ تأثير قرار دهد، چون برآمادگي قلبي عروقي، وضعيت بدني و آمادگي جسماني عمومي تأثير مي‌گذارد.

پژوهش‌هايي كه در همين زمينه در انگلستان و نيوزيلند صورت گرفته است، نشان مي‌دهد كه با انجام ورزش، خطر chd به مقدار بسيار زيادي كاهش مي‌يابد. در بررسي ديگري در آمريكا، گروهي از فارغ‌التحصيلان دانشگاه هاروارد مورد مطالعه قرار گرفتند كه در بين آنها قهرمانان دانشگاهي، ورزشكاران باشگاهي و افراد بي‌تحرك حضور داشتند. نتايج حاصله خاطرنشان ساخت كه فعاليت بدني‌شان در دوران دانشجويي تأثير به سزايي در كاهش احتمال chd در دوران ميانسالي آنها داشته است و نه سوابق قهرماني و كسب عناوين مهم مسابقاتي. در ادامه اين بررسي هنگامي كه سوابق دوره 10 تا 16 سالگي بيش از از 16 هزار تن از اين فارغ‌التحصيلان مورد بررسي قرار گرفت، نتايج نشان داد افرادي كه در هفته به ميزان 2000 كالري و يا بيشتر انرژي مصرف كرده‌اند، احتمال ابتلايشان به chd به مقدار 39 درصد پايين‌تر از افراد بي‌تحركي بوده كه ميزان كالري مصرفي آنها در هفته كمتر از 2000 كالري بوده است.

هرچند اختلاف‌هايي بين يافته‌هاي تحقيقات گوناگون در ميزان تأثير و شدت انجام ورزش در كاهش chd ديده مي‌شود، ولي تمامي اين يافته‌ها جملگي نشان مي‌دهند كه chd با فعاليت بدني رابطه عكس دارد.

در ادامه بررسي‌هاي انجام شده روي نحوة فعاليت جسماني سابق دانشجويان هارواردي مشاهده شد كه در طي 16 سال ميزان مرگ و مير در بين افرادي كه ورزش نمي‌كرده‌اند، 41 مورد در هر 10000 نفر بوده است. زماني كه اين آمار مبنا قرار گيرد، ملاحظه مي‌شود كه دانشجوياني كه يكي از سه ورزش (پياده‌روي، بالارفتن از پله و يا بازي‌هاي ورزشي) را در طي اين دوران انجام مي‌داده‌اند، احتمال مرگ و مير بين آنها 80 درصد و كساني كه دو تا از اين ورزش‌ها را انجام داده‌اند، 62 درصد و كساني كه هر سه را كار كرده‌اند، 53 درصد بوده است. در مقايسه اين سه نوع ورزش و تأثير آن در كاهش خطر chd ملاحظه مي‌شود كه بازي‌هاي ورزشي بيشترين تأثير را داشته است و پس از آن پياده‌روي و بالارفتن از پله (تقريباً به يك اندازه) در كاهش خطر chd موثر بوده‌اند. علت اينكه به دنبال بازي‌هاي ورزشي خطر ابتلا به chd به ميزان بيشتري كاهش مي‌يابد، احتمالاً شدت و سختي بيشتر فعاليت مي‌باشد.

آمادگي جسماني و تندرستي

 

پژوهش‌هاي گوناگون نشان داده‌اند كه آمادگي جسماني نيز همانند فعاليت بدني از اجزاي جدانشدني سلامتي است. در بررسي‌هاي قبلي ديديم كه خطر ابتلا به chd به ميزان فعاليت بدني در اوقات فراغت و آمادگي آنان بستگي دارد.

در بررسي ديگري كه توسط پترز، روي 2779 نفر از پرسنل پليس و آتش‌نشاني لوس‌آنجلس انجام گرفت، همبستگي بين سلامتي قلبي عروقي و آمادگي جسماني را نشان داده است. استخدام در اين دو مركز ملزم به گذراندن يك تست آمادگي شامل اندازه‌گيري‌هاي حجم‌هاي تنفسي، فعاليت روي دوچرخه‌كارسنج، نوارقلبي در حالت استراحت و هنگام تمرين و ارزيابي قدرت و انعطاف‌پذيري بود. بررسي‌ها نشان داد افرادي كه آزمايش‌هاي آنها زير ميانگين قرار داشت ميزان سكته قلبي‌شان در طول 18 سال دو برابر افرادي بوده است كه نمرات آزمايش‌هاي آنها بالاتر از حد ميانگين بوده است. خطر سكته قلبي در ميان 196 نفري كه قادر به اتمام تمامي آزمايش‌ها نشدند و در ميانه راه آن را رها كردند، سه برابر گزارش شده است. ادامه اين بررسي نشان مي‌دهد كه هر چقدر نمرات آزمايش‌ها كمتر مي‌شود، در مقابل ميزان سكته قلبي بالاتر مي‌رود. و زماني كه عوامل خطرآفرين ديگري همچون فشارخون سيستولي، سرم كلسترول بيش از حد معين و يا اعتياد به سيگار به آن اضافه مي‌شود، احتمال سكته قلبي در اين افراد به ميزان 6 تا 7 برابر مي‌رسد.

اين يافته‌ها با نتايج به دست آمده از دانشجويان هارواردي كه در آن ذكر شده است، يك فعاليت با حدود 2000 كيلوكالري مصرفي و يا بيشتر از اثر پيشرونده سيگار كشيدن، فشارخون و يا بيماري‌هاي ارثي بر توسعه chd مي‌كاهد، برابر بود.

پژوهشگري به نام لي و دستيارانش نيز پژوهش‌هايي روي 2014 مرد نروژي انجام داده‌اند. اين افراد در چهارطبقه سني و به مدت 7 سال مورد آزمايش قرار گرفتند و متغيرهاي فيزيولوژيك خاصي چون فشار خون، ضربان‌ قلب، ميزان چربي خون، حداكثر ضربان قلب و حداكثر فشارخون در حين ورزش را مورد بررسي قرار دادند. نتايج نشان داد كساني كه بالاترين ميزان آمادگي جسماني را در هر گروه سني داشته‌اند، كمترين ميزان ابتلا به chd در طول اين 7 سال را داشته‌اند.

اسلاتري و جاكوبس نيز پژوهش‌هايي در طول 20 سال روي 2431 كارگر راه‌آهن آمريكا انجام داده‌اند و ميزان مرگ و مير در آنها را بر اثر chd، يا بيماري‌هاي قلبي عروقي و يا هر دليل ديگر مورد بررسي قرار داده‌اند. سن گروه مورد مطالعه از 22 تا 79 سال متغير بود. آنها در طي سال‌هاي 1957 تا 1960 به وسيله تردميل (نوارگردان) مورد آزمايش آمادگي جسماني قرار گرفتند و 1914 نفر ديگر آنان مجدداً بين سال‌هاي 1962 تا 1964 آزمايش شدند. در اين بررسي ميزان ضربان قلب حين تمرين بزرگترين عاملي بوده است كه بيماري‌هاي قلبي و عروقي و ميزان خطر مرگ را پيش‌بيني كرده و اين عامل ارتباطي سخت با فشار سيستولي خون داشته است. محققان نتيجه‌گيري كردند كه ميزان ضربان قلب بالاتر در حين ورزش با زياد شدن خطر بيماري‌هاي قلبي عروقي ارتباط تنگاتنگي دارد.

به هر حال به منظور يك نتيجه‌گيري بهتر در زمينة همبستگي فعاليت بدني، آمادگي جسماني و تندرستي پيشنهاد پژوهش‌هاي جامع‌تري شده است تا مشخص شود كه فعاليت بدني از طريق افزايش آمادگي جسماني، خطر chd و مرگ و مير قبلي از موعد را كاهش مي‌دهد. انتظار مي‌رود در اين زمينه آزمايش‌هايي دنبال شوند كه آمادگي جسماني عمومي از قبيل سيستم متابوليكي بدن و ديگر سيستم‌ها را مورد بررسي قرار دهد.

با توجه به نكات ياد شده پژوهشگران ديگري، پژوهش‌هايي را در دستور كار خود قرار دادند كه نتايج مشابهي حاصل شد، بدين معني كه افرادي كه كمترين ميزان آمادگي را داشته‌اند، از بالاترين ميزان خطر ابتلا به chd برخوردار بوده‌اند. در يكي از اين پژوهش‌ها تأكيد شده است كه عواملي چون سيگار، ليپوپروتئين، كلسترول و ميزان فشارخون، خطر نسبي ابتلا به chd را به ميزان قابل توجهي افزايش نمي‌دهد و اين بدان معني است كه ارتباط آمادگي جسماني و مرگ و مير ناشي از chd و بيماري‌هاي قلبي عروقي مستقل از اين عوامل است.

روش زندگي و طول عمر

 

در اين مبحث به بررسي تمامي علل مرگ و مير و طول عمر كه از ورزش، آمادگي جسماني و ديگر روش‌هاي زندگي تأثير مي‌پذيرند، مي‌پردازيم. در پژوهشي كه در كشور فنلاند روي 636 مرد سالم كه در فاصله سني 45 تا 56 سال قرار داشتند، صورت گرفت. چنين نتيجه‌گيري شد كه فعاليت بدني از ميزان مرگ زودهنگام مي‌كاهد و در نتيجه موجب طول عمر مي‌شود. در اين پژوهش تأكيد شد كه اين موضوع در افزايش طول عمر طبيعي نقشي ايفا نمي‌كند.

در آزمايش‌هاي مربوط به فارغ‌التحصيلان دانشگاه هاروارد و ارتباط آن با مرگ و مير نيز چنين نتيجه‌گيري شد كه با افزايش فعاليت هفتگي از 500 كيلوكالري به 3500 كيلوكالري، ميزان خطر بيماري‌هاي قلبي عروقي نيز كاهش مي‌يابد و در كل فردي كه بيشترين ميزان آمادگي را داشت، احتمال مرگ او نيز به هر علت 28 درصد كمتر بود.

در اين پژوهش‌ها مشخص شد كه سه عاملي كه باعث طول عمر مي‌شوند به ترتيب نداشتن فشار خون، عدم اعتياد به سيگار و فعاليت ورزشي منظم مي‌باشد. نظر به اين كه فعاليت بدني تا حد زيادي جداي از عوامل ديگر است، به كارگيري مجموعه‌اي از اين‌ها مي‌تواند در افزايش طول عمر بيشتر مؤثر باشد. قبلاً مشاهده كرديم كه ورزش مي‌تواند از طريق كاهش احتمال مرگ قبل از موعد، طول عمر را افزايش دهد. عدم اعتياد به سيگار نيز با كم كردن احتمال ابتلاء به سرطان ريه و ميزان chd نيز مرگ را به تعويق مي‌اندازد. بنابراين فردي كه هم ورزش مي‌كند و هم سيگار نمي‌كشد شانس بهتري براي طول عمر دارد. يك مورد قابل ذكر در رابطه با فعاليت بدني و آمادگي جسماني، تأثير نوع و ميزان فعاليت بدني بر آمادگي جسماني است. براي مثال ورزش‌هاي هوازي استقامتي و يا بازي‌هاي ورزشي شديد، آمادگي قلب و عروق و در نتيجه ظرفيت كاري و عملي آن را افزايش مي‌دهد. مطلب ديگر حفظ آمادگي جسماني توسط تمرينات بدني منظم مي‌باشد.

با نگاهي مجدد به پژوهش انجام شده روي فارغ‌التحصيلان دانشگاه هاروارد در مي‌يابيم كه مرداني كه از شيوة زندگي بي‌تحركي (كالري مصرفي هفتگي كمتر از 2000 كيلوكالري) برخوردار بوده‌اند، به ميزان 31 درصد بيشتر از افراد فعال دچار مرگ و مير شده‌اند. اين مقدار در افراد سيگاري نسبت به افراد غيرسيگاري 73 درصد بوده است. مرداني كه بعد از سن دانشگاهي افزايش وزني به ميزان كمتر از 7 كيلوگرم داشته‌اند نسبت به مرداني كه بيشتر از 7 كيلوگرم بر وزنشان افزوده شده است، به ميزان 33 درصد بيشتر در معرض حمله قلبي قرار داشته‌اند. سرانجام افرادي كه يكي يا هر دو والد خود را پيش از 65 سالگي از دست داده‌اند، نسبت به افرادي كه والدين آنها در حدود 65 و يا بيشتر از آن عمر كرده‌اند، به ميزان 15 درصد بيشتر در معرض حملات قلبي عروقي قرار داشته‌اند. به طور كلي افرادي كه يكي يا چند عامل از اين عوامل را داشته‌اند، احتمال مرگ و مير در آنها 94 درصد بيشتر بوده است.

در عين حال مردان بي‌تحركي كه شروع به فعاليت بدني مي‌كنند، احتمالاً ميزان مرگ در آنها تا 24 درصد كاهش مي‌يابد. افرادي كه سيگار را ترك كنند، احتمال مرگ در آنها تا 43 درصد كم مي‌گردد و افرادي كه مبتلا به فشارخون هستند چنانچه فشارخون خود را كنترل كنند از مرگ و مير آنها احتمالاً تا 42 درصد كاسته مي‌شود. اگر فردي كه داراي يك يا چند عامل از عوامل منفي ياد شده باشد و بتواند آنها را كنترل از آنها خلاصي يابد، احتمال مرگ او نسبت به افراد مشابه تا 48 درصد كاهش مي‌يابد.

به هر حال آن طور كه از نتايج تحقيقات روي دانشجويان سابق هاروارد بر مي‌آيد، اگر فردي 2000 كيلوكالري يا بيشتر در هفته بر اثر راه رفتن، بالارفتن از پله و يا فعاليت‌هاي اوقات فراغت خود صرف كند، مي‌تواند از احتمال مرگ و مير خود به ميزان 16 درصد بكاهد. خودداري كامل از استعمال دخانيات تا 22 درصد و از بين بردن فشار خون تا 6 درصد (نسبت پايين آن به علت شيوع كم آن است) احتمال مرگ را كاهش مي‌دهند. اضافه وزن به ميزان بيشتر از 10 درصد و طول عمر بالاتر از 65 سال والدين نيز تا 5 درصد احتمال مرگ و مير را كاهش مي‌دهد. اگر تمامي اين عوامل منفي از فارغ‌التحصيلان دانشگاه هاروارد سلب شود، آنگاه درصد مرگ و مير تا نصف (45 درصد) كاهش مي‌يابد.

نتيجه‌گيري

 

ما در اين مقاله به بررسي يك سري از پژوهش‌هاي اخير در زمينة فعاليت بدني، آمادگي جسماني و ارتباط آنها با تندرستي و طول عمر پرداختيم و برخي از عوامل علي و معلولي را در اين مجموعه بيان كرديم. تركيب و پيچيدگي اين عوامل را مي‌توان توسط يك «دياگرام ون» نشان داد. مي‌دانيم كه اين دايره‌ها داراي روي هم‌افتادگي‌هايي هستند. كه بايستي محل، مقدار، علت و چگونگي اين تداخل را دريابيم. نواحي مشترك اين دايره‌ها هدف و موضوع مورد بحث ما در تحقيقات سري بعدي خواهند بود.

منبع: جوان امروز

چاپ مطلب ارسال برای دوستان

 

 

 

 

  نقشه سایت | عضویت | درباره ما | تعرفه تبلیغات | ارسال نظرات | خانه  

حقوق این سایت متعلق به موسسه طب ورزش پارس می باشد.

هرگونه برداشتی از مطالب با ذکر منبع (www.sportmedicine.ir) بلامانع است.  

طراحی شده توسط شرکت سامانه های هوشمند مصباح شارژ