- _UCONTENTS
 

خانه ارسال نظرات تعرفه تبلیغات درباره ما عضویت تالار گفتگو نقشه سایت e خدمات الکترونیک

اورژانسهای ورزشی

آسیب ورزشی

توانبخشی ورزشی

رشته های ورزشی

روانشناسی ورزشی

پزشکی و ورزش

تغذیه ورزشی

ورزش بانوان

تناسب و سلامت

 خانه > تناسب و سلامت/مفاهیم تناسب و آمادگی


فيزيولوژي ورزشي بخش سوم

1- انقباض هم تنش ( ايزوتونيك )

وقتي يك عضله به هنگام انقباض كوتاه شود و باري را جابجا كند انقباض را ايزوتونيك ( هم تنش ) ميگويند . در اين انقباض نيرويي كه با بار عضله وارد مي شود ، كميتي ثابت داشته و در طول عمل انقباض تغيير نمي كند . اكثر فعاليتهاي روزمره و بيشتر فعاليتهاي ورزشي از نوع انقباض ايزتونيك است .

يكي از موثرترين روشهاي توسعه قدرت و استقامت برنامه ارائه شده در قالب تمرينات ايزوتونيك توسط دو متخصص تربيت بدني به نامهاي دلورم و اتكينز است . آنها توصيه ميكنند برنامه تمرينات با وزنه براي افراد كم تحركي كه تازه تمرينات را شروع كرده اند سه جلسه تمرين در هفته و براي سايرين 4 جلسه تمرين در هفته جهت رسيدن به نتايج مطلوب تعقيب شود . از تحقيقات موجود چنين بر مي آيد كه بيشترين توسعه در قدرت ايزوتونيك احتمالاً با 3 تا 5 جلسه تمرين در هفته كه در هر جلسه تمرين سه نوبت انجام حركت پيش بيني و هر نوبت آن شامل 5 تا 7 تكرار حداكثر وزنه باشد امكانپذير خواهد بود .

 2- انقباض هم طول ( ايزوتونيك )

وقتي عضله اي در موقع انقباض فقط نيرو توليد كرده اما طول آن تغيير نكند ( كوتاه نشود ) اين انقباض را هم طول يا ايزومتريك ميگويند . در اين انقباض كار عضلاني مساوي با صفر خواهد بود . دليل تغيير نكردن طول عضله آنست كه مقاومت خارجي ( بار يا هر نيروي مقاومت ديگر ) كه عضله سعي در جابجايي آن دارد بيشتر از حداكثر نيروي عضله ميباشد . همچنين از آنجا كه به هنگام انقباض ايزومتريم هيچگونه كاري ( طبق معادله فيزيكي كار W = F.D ) صورت نمي گيرد ، تمام انرژي حاصل از انقباض صرف ايجاد گرما ميشود .

توسعه قدرت و استقامت موضعي با تكنيك ايزومتريك ابتدا توسط دانشمنداني بنام    « هتينگر » و « ولر » از آلمان در سال 1953 مطرح شده . برنامه آنها شامل انقباضات ساكن با 3/2 حداكثر قدرت عضله و نگهداشتن و يا مكث به مدت 6 ثانيه ، يك بار در روز و 5 روز در هفته بود . براساس تحقيقات بعدي مشخص شد كه بهترين نتيجه با 5 روز تمرين در هفته كه هر جلسه آن شامل انقباضاتي با حداكثر قدرت 6 ثانيه مكث و 5 تا 10 تكرار در روز است بدست مي آيد .

 3- انقباض هم جنبش ( آيزوكنتيك )

به انقباض ايزوتونيكي گفته ميشود كه نيرو و سرعت انقباض در سرتاسر دامنه حركت عضله ثابت و پايدار نگهداشته ميشود . دستگاه مخصوصي براي انجام اين انقباض ساخته شده است كه علي رغم تغيير يافتن زاويه حركتي ، سرعت انقباض را ثابت نگه ميدارد . اين انقباض مفيدترين نوع انقباض در ورزش است .

 4- انقباض برون گردان ( اسنتريك )

در اين انقباض عضله در حين انقباض كشيده مي شود . به عبارت ديگر عكس انقباض ايزوتونيك كه با بروز انقباض طول عضله كوتاه مي شود در اين شكل از انقباض طول عضله افزايش مي يابد . مثال بارز اين گونه انقباض پايين آوردن مساعد از زاويه بسته آن همراه با يك وزنه چند كيلوگرمي است . اين انقباض آسيب رسانترين نوع انقباض است .

 واحد حركتي

يك عصب حركتي منفرد و تارهاي عضلاني تحت نفوذش را واحد حركتي ميگويند . بكار افتادن مقدار واحدهاي حركتي بيشتر در يك عضله موجب يك انقباض قوي و بسيج فقط يك و يا چند واحد حركتي در عضله باعث يك انقباض ضعيف ميشود . مكانيزم عمل كليه واحدهاي حركتي در يك عضله شبيه به يكديگر مي باشند و لازم است بدانيم كه تمام تارهاي عضلاني موجود در يك واحد حركتي از يك نوع تار عضلاني هستند .

قدرت

از نظر فيزيولوژيكي ، حداكثر نيرويي كه توسط يك عضله و يا دسته اي از عضلات به نمايش گذاشته ميشود قدرت عضلاني مي گويند . به بيان ديگر حداكثر وزنه اي كه با يك حركت توسط گروهي از عضلات در حوزه حركتشان از جا بلند ميشود قدرت آن عضلات مي گويند .

قدرت به عنوان عامل اساسي در جهت موفقيت ورزشكار قابل توجه بوده و به عنوان تكيه گاه ساير عوامل يا قابليتهاي جسماني تلقي مي گردد . آنچنانكه بر اثر ضعف قدرت تكنيك ورزشكار نيز دستخوش نوسان مي گردد . از اينرو افزايش قدرت در نزد ورزشكاران از اهميت بسزائي برخوردار است . لذا بايستي بخشي از تمرينات آنها صرف تمرينات با وزنه شود تا شرايط لازم جهت بهبود عامل قدرت نزد آنان فراهم آيد .

چنين استنباط ميشد كه تمرينات با وزنه منجر به سفت و سخت شدن عضله مي گردد و از سرعت انقباض عضله ميكاهد . نتايج تحقيقات اخير همگي مويد آنست كه تمرينات قدرتي بدون شك روي افزايش هر دو عامل سرعت و قدرت عضلاني انقباض موثر است و از طريق افزايش قدرت مي توان سرعت حركت را نيز ترقي داد .

تغييرات فيزيولوژيك در عضله همگام با افزايش قدرت

بايد دانست كه با تمرين مي توان عضلات را شايد 30 تا 60 درصد بزرگ كرد . قسمت اعظم اين افزايش حجم عضله ناشي از افزايش قطر تارهاي عضلاني است اما اين موضوع كاملاً صحيح نيست زيرا تارهاي عضلاني بسيار بزرگ شده مي توانند به دو قسمت تقسيم شده و دو تار كاملاً جديد ايجاد كنند و به اين ترتيب تعداد تارها را نيز ميتوانند زياد كنند .

بطور كلي در عضلات تمرين نكرده قطر تارهاي عضلاني با يكديگر تفاوت زيادي دارند كه بر اثر تمرينات قدرتي امكان بزرگ شدن قطر فيبرهاي كوچكتر عضله فراهم ميگردد تغييراتي كه در داخل خود تارهاي عضله بزرگ شده بوجود مي آيند عبارتند از :

1-   افزايش تعداد و اندازه ميتوكندريها

2-   افزايش تراكم مويرگي

3-   افزايش مقدار و قدرت بافتهاي پيوندي ( مانند تاندون )

4-   افزايش قطر تارچه ها در هر تار عضلاني

5-   افزايشي به ميزان 25 تا 40 درصد در مواد تشكيل دهنده سيستم فسفاژن (ATP  ، PC ) .

6-    افزايشي به ميزان تا 100 درصد گليكوژن ذخيره شده

7-   افزايشي به ميزان 25 درصد در حداكثر سرعت اكسيداسيون

استقامت

استقامت در دو شكل هوازي و غير هوازي مورد بحث متخصصين فيزيولوژي ورزشي ميباشد . ويژگي استقامت هوازي انقباضات متوسط گروههاي عضلات بزرگ بدن براي يك مدت طولاني است كه طي آن حداكثر سازگاري قلبي ، تنفسي ضروري است . ورزشهاي شنا ، دوچرخه سواري و دو استقامت موجب تقويت استقامت هوازي ميشوند بدليل اينكه استقامت هوازي مستلزم توانايي قلب ، دستگاه گردش خون  و ريه ها در رساندن غذا و اكسيژن به عضلات فعال و دور كردن مواد زائد ناشي از سوخت و ساز ميباشد . كاملاً واضح است كه هدف تمرين استقامتي هوازي ، بهبودي يا افزايش ظرفيت و كارآيي اين سه قسمت مهم است تا اكسيژن به سلولها رسانده شود .

استقامت غير هوازي بطور كلي با انقباضات قوي متمايز ميشود . اينگونه انقباضات در فعاليتهايي پيش مي آيد كه نياز به انرژي زياد در زمان كوتاه دارند و چون سيستم سوخت و ساز هوازي احتمالاً نمي تواند پاسخگوي چنين فعاليتهايي باشد انرژي مورد نياز از شكسته شدن atp-pc و تجزيه گليكوژن فراهم ميشود .

فعاليتهاي ورزشي شامل دوهاي سريع و توقف هاي ناگهاني در بسكتبال ، تنيس ، هاكي روي يخ ، فوتبال ، هاكي روي چمن ، وزنه برداري ، كشتي و بعضي فعاليتهاي شغلي مانند قطع درختان جنگلي با تبر و پارو كردن سريع برف مستلزم تقويت استقامت غير هوازي است . چون سيستم هاي انرژي ATP-PC و تجزيه گليكوژن از اهميت بسيار زيادي در استقامت غير هوازي برخوردارند ، مهمترين هدف تمرينات استقامت غير هوازي توسعه اين دو سيستم تا حد ممكن  ميباشد .

 تغييرات فيزيولوژيك همگام با افزايش استقامت هوازي

همراه با تمرينات استقامتي غير هوازي عمدتاً تاثيرات سلولي و آنهم افزايش ظرفيت سيستم فسفاژن و افزايش ظرفيت شكسته شدن گليكوژن ( سيستم اسيد لاكتيك ) روي ميدهد در حاليكه تغييرات استقامت هوازي دامنه وسيعي دارد . بين پژوهشگران توافق عمومي وجود دارد كه همراه با تمرينات استقامتي هوازي تغييرات فيزيولوژيكي زير پيش خواهد آمد :

1-   كاهش ضربان قلب ( در هنگام استراحت ، كار زير بيشينه و بيشينه )

2-   بازگشت سريعتر ضربانهاي قلب به حالت اوليه پس از فعاليت

3-   حجيم شدن عضله قلب

4-   افزايش حجم ضربه اي

5-   افزايش برون ده قلب

6-    كاهش فشار خون در حالت استراحت و همچنين بازگشت سريعتر آن به حالت اوليه پس از كار

7-   افزايش حجم خون ، هموگلوبين و گلبولهاي قرمز خون

8-   كاهش جريان خون در هر كيلوگرم از عضلات فعال

9-   افزايش شبكه مويرگي

10- افزايش حداكثر اكسيژن مصرفي در دقيقه

11- افزايش تهويه ريوي در ازاي انجام كار زير بيشينه و افزايش ظرفيت تحمل اسيد لاكتيك در هنگام كار بيشينه

12- كاهش تهويه ريوي در ازاي انجام كار زير بيشينه و افزايش آن به هنگام انجام كار بيشينه

13- بيشتر شدن كارآيي تنفسي

14- افزايش حجم ريه ها و ظرفيت تبادل گازها در ريه ها

15- افزايش هماهنگي عصبي ، عضلاني

16- افزايش غلظت ميوگلوبين ( عامل انتقال اكسيژن در عضله )

17- سازگاري بيشتر تارهاي كند انقباض و تند انقباض براي توليد ATP جهت فعاليت هوازي

18- بهبودي توزيع خون براي كار در گرما

19- كاهش مقدار چربي بدن و افزايش توده عضلاني

20- افزايش ظرفيت سوخت و سازي كربوهيدراتها و چربيها در عضلات اسكلتي

انعطاف پذيري

انعطاف پذيري نيز چون قدرت و استقامت از جمله عوامل مهم عملكردهاي عضلاني محسوب ميشود . در يك تعريف كلي انعطاف پذيري به قابليت حركتي عضله حول محور مفصل مربوطه اطلاق مي شود .

محدود كننده هاي انعطاف پذيري

محدود كننده هاي ساختي انعطاف پذيري عبارتند از :

1-   استخوان

2-   عضله

3-   غضروف و ساير اجزاء مربوط به مفصل

4-   تاندون ها و ساير بافتهاي حمايت كننده مفصل و عضله

5-   پوست

در باز شدن بيش از حد مفصل ، تاندونها بيشترين محدوديتها را ايجاد ميكنند . با توجه به اينكه انعطاف پذيري مي تواند از طريق تمرين تغيير يابد به همان نحو نيز محدوديتهاي نسوج نرم ممكن است تغيير يابد .

توسعه انعطاف پذيري

انعطاف پذيري نه فقط در اجراي مهارتهاي ويژه اهميت داشته ، بلكه پيشرفتهاي اخير طب ورزشي و توانبخشي مويد آن است كه انعطاف پذيري در تندرستي عمومي و آگاهي جسماني نيز از اهميت بسياري برخوردار است . مثلاً تمرينات نرمش به صورت موفقيت آميزي جهت ناراحتيهايي از قبيل دردهاي ستون فقرات ، تنش عمومي عصب و عضله توصيه شده است . قهرمانان ورزشي اگر از ميزان لازم انعطاف پذيري برخوردار باشند كمتر با صدمات عضلات مواجه خواهند شد .

 تمرينات ورزشي

بهترين تمرينات ورزشي كه به منظور افزايش انعطاف پذيري عضلات بدن بكار ميروند به تمرينات كششي معروفند . تمرينات كششي به دو طريق قابل اجراست :

1-   ايستا

2-   تابي ( لنگري )

كشش ايستا مستلزم كششهاي بدون حركت و يا فشار است كه بدنبال آن بدن را در يك وضعيت كشيده نهائي براي مدت زماني نگاه ميداريم . كشش تابي متضمن حركات تابي يا فعال مي باشد . در اين شكل گروه عضلات در حالت كشيدگي نهائي نگاه داشته نمي شوند . با اين وجود كه هر دو روش باعث بهبود انعطاف پذيري بدن مي گردند نوع ساكن شايد به دلايلي ارجحيت داشته باشند كه از آن جمله دلايل مي توان به موارد ذيل اشاره نمود :

1-   آسيب پذيري نسوج عضلاني كمتر بوده

2-   انرژي كمتر مورد نياز است

3-   از خستگي زياد و كوفتگي عضلاني جلوگيري كرده و يا در تسكين آن موثر ميباشد

لازم به ذكر است كه علي رغم اهميت انعطاف عضلات و بافتهاي نرم حمايتي مفاصل در برخي از رشته هاي ورزشي اين انعطاف نبايد بيش از حد نياز باشد . نرمي بيش از حد عضلات و مفاصل ، بويژه در ورزشهايي كه در آن امكان تماس و برخورد بدني     مي رود اغلب بدان معناست كه آن مفصل بيشتر در معرض صدمات ناشي از برخوردها قرار مي گيرد .

فصل سوم : قلب و ورزش

مجموع كاري كه يك فرد مي تواند انجام دهد تا حد زيادي توسط قلب دچار محدوديت ميشود . سيستم قلبي عروقي ، سيستم نقل و انتقال بدن را تشكيل ميدهد كه بطور عمده شامل قلب و عروق است . قلب پمپ يا تلمبه اي عضلاني است كه با انقباضات ريتميك خون را در عروق سرخرگي و سياهرگي به جريان مي اندازد و كليه اعضاء و اندامها را بهم مرتبط ميسازد .

قلب در حقيقت از دو پمپ تشكيل شده است يكي قلب چپ كه خون بازگشتي از     ريه ها را به بافتها ميرساند و ديگري قلب راست كه خون بازگشتي از بافتها را به ريه ها ميرساند . قلب راست و قلب چپ هر يك از دو حفره تشكيل شده اند دهليز و بطن .

دهليز راست خون را از بدن و دهليز چپ خون را از ريه ها دريافت ميكنند . بطن راست خوني را كه به ريه ها مي رود از خود خارج ميكند ( گردش ريوي ) و بطن چپ خوني را كه به بدن مي رود به بيرون مي راند ( گردش سيستميك ) براي اينكه اين حوادث را در يك توالي منظم قرار دهيم از خوني كه به دهليز راست باز ميگردد شروع ميكنيم .

اين خون از نوع وريدي بوده و اكسيژن آن كاهش يافته و ميزان انيدريدكربنيك آن بالا است به اين معني كه اكسيژن در مويرگها با انيدريدكربنيك تعويض شده است . خون از دهليز راست از راه دريچه سه لتي وارد بطن راست ميگردد انقباض بطن راست سبب مي شود كه خون از ميان دريچه سيني ششي به طرف ريه ها رانده شده و در آنجا دي اكسيد كربن آزاد شده و اكسيژن جذب مي گردد . خون از ريه ها به دهليز مراجعه ميكند و سپس از راه دريچه بين دهليز چپ و بطن چپ موسوم به دريچه دو لتي يا ميترال به درون بطن چپ جريان مي يابد .

خون از راه دريچه سيني آئورتي توسط انقباض بطن چپ به درون آئورت رانده ميشود و جريان خود را در رگهاي شرياني به داخل شبكه مويرگي و سپس به درون رگهاي وريدي ادامه ميدهد و بالاخره به دهليز راست باز ميگردد و در آنجا اين دوره مجدداً آغاز ميشود .

دوره قلبي

دوره قلبي به دو مرحله عمده سيستول و دياستول اطلاق مي گردد كه بدون وقفه يكي پس از ديگري انجام مي شود . دوره قلبي حدود هشت ثانيه طول ميكشد . بطور خلاصه دوره قلبي به حوادثي اطلاق مي شود كه از ابتداي يك ضربان تا ضربان بعدي حادث مي شود .

عضله قلب بر خلاف عضله مخطط داراي مراحل استراحت طولاني نيست و بايد فعاليت خود را در سراسر دوران زندگي ادامه دهد . تنها مرحله استراحت عضله قلبي مرحله دياستول آن است . هنگامي كه تواتر قلبي به دنبال يك فعاليت عضلاني يا هيجان افزايش مي يابد دوره قلبي در زمان كوتاهتري انجام مي گيرد .

برون ده قلب

در هر ضربان قلب هر بطن حدود 70 ميلي ليتر خون از خود خارج ميكند كه آن را حجم ضربه اي مي نامند . قلب حدود 70 باردر دقيقه ضربان دارد كه از آن تعداد ضربان قلب در دقيقه يا تواتر قلبي ميگويند . با ضرب كردن دو عامل فوق ، خون تخليه شده هر بطن در دقيقه بدست مي آيد ، اين مقدار را برون ده قلبي مي خوانند .

در حال استراحت هر بطن به ميزان 70*70 ميلي ليتر خون را در هر دقيقه تخليه ميكند كه برابر با 4900 ميلي ليتر يا نزديك به پنج ليتر در دقيقه است . پس برون ده قلبي برابر است با حاصلضرب تعداد ضربان قلب در دقيقه ( تواتر قلبي ) و حجم    ضربه اي و مي توان آن را به صورت معادله زير نشان داد :

در اين معادله c.o نمودار برون ده قلبي ، h.r نمودار تواتر قلبي و s.v نمودار حجم ضربه اي است . در بدن انسان حدود 5 ليتر خون وجود دارد . برون ده قلبي نيز 5 ليتر در دقيقه است و اين بدان معني است كه خون بايد به طور متوسط در هر دقيقه يك بار بدن را به طور كامل دور بزند . گرچه قلب اندامي است خودكار ولي ضربان آن تحت تاثير دستگاه عصبي خود مختار ( عصب سمپاتيك و پاراسمپاتيك ) قرار دارد .

امواج عصبي سيستم عصبي سمپاتيك بر روي گره سينوسي دهليزي اثر كرده و موجب افزايش تواتر ضربان قلب مي گردد . بهمين ترتيب امواج عصبي سيستم عصبي پاراسمپاتيك نيز اثر كنترل كننده خود را بيشتر بر روي گره سينوسي دهليزي اعمال ميكند ولي مانند يك ترمز بر روي تواتر قلبي عمل ميكند و موجب كاهش ضربان ر است .

فشار خون

منظور از فشار خون نيرويي است كه توسط خون به جدار رگهاي خوني وارد ميشود فشار خون از آئورت تا بزرگ سياهرگهاي متصل به قلب كاهش مي يابد و اين امر براي جريان مداوم خون ضروري است . فشار خون بر حسب ميلي متر جيوه بيان ميشود . فشار سيستولي يك شخص جوان طبيعي حدود 120 ميلي متر جيوه و فشار دياستولي او حدود 80 ميليمتر جيوه است ( ميگوييم فشار شرياني او180/120 است ) . اين دو فشار در اشخاص مختلف بطور قابل ملاحظه اي متفاوت است .

فشار خون شرياني تحت تاثير عوامل زيادي است كه در واقع تغييرات فيزيولوژيك از قبيل سن ، وزن ، هيجانات و تمرينات عضلاني است . با افزايش سن ، فشار شرياني نيز بالا ميرود و اين افزايش به كم شدن قابليت ارتجاعي رگهاي شرياني نسبت داده ميشود 

فشار خون توسط دو عامل تنظيم ميشود . اين دو عامل عبارتند از :

1-   بازده قلب ( شدت جريان خون )

2-   قطر رگهاي خوني

نبض شرياني موجي است كه با هر سيستول بطن چپ در طول دستگاه شرياني به جريان مي افتد . موج نبض به تدريج كه در طول دستگاه شرياني پيش مي رود ضعيفتر ميگردد و در مويرگها بطور كامل ناپديد مي گردد .

هرگاه بخواهيد تعداد نبض را بشماريد نوك انگشتان خود را بر روي شريان قرار داده و كمي فشار دهيد و امواج متساعي را حس كنيد .

برون ده قلب در هنگام تمرين

در هنگام فعاليت هاي ورزشي و تمرين ، تواتر قلبي و حجم ضربه اي هر دو افزايش  مي يابند ، بنابراين برون ده قلب بيشتر از هنگام استراحت ميباشد . برون ده قلب در ورزشكاران استقامتي ممكن است در هنگام تمرين تا 40 ليتر در دقيقه برسد در حاليكه مقدار آن براي افراد معمولي و بي تمرين حداكثر 20 ليتر در دقيقه ميباشد كه در اين شرايط ، برون ده قلب 4 تا 8 برابر حالت استراحت است . با توجه به اينكه تواتر قلبي هنگام انجام فعاليتهاي شديد ورزشي در افراد ورزشكار و غير ورزشكار تقريباً به يك نحو افزايش مي يابد تفاوت برون ده قلب اين دو گروه به علت قدرت و توانايي بيشتر عضله قلب افراد ورزشكار است ، بطوريكه گزارش شده است ورزشكاران استقامتي داراي حجم ضربه اي حدود 200 ميلي ليتر در هر ضربان هستند كه اين تقريباً دو برابر مقدار حجم ضربه اي در افراد معمولي و تمرين نكرده است . معادلات زير به درك بهتر موضوع كمك ميكند :

حجم ضربه اي * تعداد ضربان قلب در دقيقه = برون ده قلب در هنگام تمرين

100     *        200       = 20 ليتر در افراد تمرين نكرده

  200     *   200     = 40 ليتر در افراد تمرين كرده

 تغييرات ضربان قلب درهنگام تمرين

اولاً : در هنگام ورزش تعداد تواتر قلبي افراد ورزشكار براي انجام هر مقدار كار معين يا ( VO2 ) پائينتر از افراد غير ورزشكار ميباشد .

ثانياً : چون تمرين ظرفيت كاري ( حداكثر اكسيژن مصرفي ) را افزايش داده است ، حداكثر تواتر قلبي در افراد ورزشكار در هنگام انجام كار سنگين تر و اكسيژن مصرفي بالاتري بدست مي آيد .

بنابراين ، در جريان تمرين ورزشي نه فقط عضلات اسكلتي بلكه عضله قلبي نيز حجيم مي شود .

در گذشته ، اين تغيير در اندازه قلب همراه با كاهش تواتر در آن در حالت استراحت موجب شده بود كه تصور شود بزرگ شدن قلب در نتيجه ورزش مانند بزرگ شدن آن در اثر بيماريها است . مطالعات دراز مدت فيزيولوژيكي و كلينيكي روي ورزشكاران رشته هاي استقامتي ( دوچرخه سواران ، اسكي بازان استقامتي و دوندگان مارتن ) هيچگونه تاثير زيان باري را روي قلب در نتيجه تمرينات استقامتي نشان نداده است . قلب افرادي كه در تمرين استقامتي شركت كرده باشند داراي قدرت تلمبه زني بيشتري بوده و قادر است نسبت به يك قلب معمولي در شرايط كار سنگين ، اكسيژن بيشتري در اختيار بافتهاي بدن قرار دهد .

فشار خون و اثر ورزش بر آن

به هنگام انجام ورزش فشار خون به علت افزايش برون ده قلب ، بيشتر ميشود كه يكي از مهمترين مزاياي تمرين استقامتي ( هوازي ) اين است كه جريان بازگشت فشار خون به حالت اوليه پس از ورزش را بهبود ميبخشد . در اين ارتباط هر چه فرد داراي تمرين بهتر و بيشتري باشد فشار خون او زودتر به سطح قبل از ورزش مي رسد .

فصل چهارم : تنفس و ورزش

ساده ترين تعريف تنفس عبارت است از عملي كه توسط به مبادلات گازي بين يك سلول زنده و محيط به انجام مي رسد . به عبارت ديگر پديده اي كه سبب مي شود اكسيژن موجود در هواي محيطي ، داخل ريه ها شده و از آنجا به طريق انتشار وارد خون گردد و بالعكس اكسيد دو كربن حاصل از انجام متابوليسم سلولي از بافتها به خون و از خون به داخل ريه ها و بالاخره از آنجا به محيط راه يابد تنفس ناميده ميشود

 مكانيزم تنفس

دو حركت اصلي در تنفس وجود دارد كه عبارتند از عمل دم كه در جريان آن هوا به داخل ريه ها آورده مي شود و عمل بازدم كه در جريان آن هوا از ريه ها بيرون رانده ميشود .

عمل دم توسط انقباض عضله ديافراگم و عضلات بين دنده اي خارجي شروع ميشود . انقباض ديافراگم سبب ميشود كه يان عضله به طرف پايين حركت كند و اين امر قفسه سينه را از بالا به پايين بزرگ ميكند . عمل بازدم در تنفس آرام يك عمل غير فعال است به اين معني كه در نتيجه رفع انقباض عضلات دمي و بازگشت ريه ها و در نتيجه افزايش فشار هوا در داخل ريه ها ميشود . بيشتر شدن فشار هوا در ريه ها نسبت به فشار هواي محيط در هنگام بازدم سبب خارج شدن هوا از ريه ها مي گردد .

تبادلات گازي بين هوا و خون در كيسه هايي موسوم به « آلوئولها » كه آخرين تقسيمات ريوي است صورت مي گيرد . آلوئولها طوري در مجاورت شبكه مويرگي قرار دارند كه از يك طرف با هواي پر اكسيژن ريه از طرف ديگر با خون بدون اكسيژن شبكه مويرگي در تماس هستند .

حجم ها و ظرفيت هاي ريوي

1- حجم هاي ريوي

حجم هاي ريوي را چهار حجم مختلف تنفسي به شرح زير تشكيل ميدهد :

1-  حجم جاري : مقدار هوايي است كه در هر سيكل تنفس ( دم و بازدم ) بطور عادي به داخل ريه ها جريان مي يابد و مقدار آن حدود 500 ميلي ليتر ( نيم ليتر ) است

2-  حجم ذخيره دمي : مقدار هوايي كه علاوه بر حجم جاري با يك دم عميق وارد ريه ها مي شود و حجم ذخيره دمي موسوم است و مقدار آن معمولاً برابر با حدود 3000 ميلي ليتر است .

3-  حجم ذخيره بازدمي : مقدار هوايي است كه مي توان بعد از پايان يك بازدم عادي با يك بازدم عميق از ريه ها خارج كرد و مقدار آن بطور طبيعي در حدود 1100 ميلي ليتر است .

4-  حجم باقيمانده : مقدار هوايي است كه متعاقب يك بازدم حداكثر عميق در ريه ها باقي مي ماند . اين حجم بطور متوسط حدود 1200 ميلي ليتر در يك مرد جوان است .

2- ظرفيت هاي ريوي

ريه ها داراي ظرفيت هاي متفاوت بشرح زير هستند :

ظرفيت دمي : اين ظرفيت برابر با مجموع حجمهاي جاري و ذخيره دمي است . اين ظرفيت نمودار حداكثر مقدار هوايي است كه شخص ميتواند از سطح استراحت بازدمي با يك دم عميق وارد ريه ها كرده و آنها را تا حداكثر ممكن متسع سازد .

ظرفيت باقيمانده عملي : پس از يك بازدم عادي ، حداكثر هوايي كه در ريه ها باقي مي ماند و معادل مجموع حجم ذخيره بازدمي و حجم باقي مانده است ، ظرفيت باقي مانده عملي خوانده مي شود .

ظرفيت حياتي : مقدار هوايي است كه شخص مي تواند بعد از يك دم كاملاً عميق با يك بازدم كاملاً عميق از ريه هاي خود خارج كند .

ظرفيت كل ريه : حداكثر هوايي است كه بعد از يك دم كاملاً عميق در ريه ها وجود دارد و برابر با مجموع چهار حجم ريوي است . بايد توجه داشت كه تمام حجم ها و ظرفيت هاي ريوي در زنان 20 تا 25 درصد كمتر از مردها ميباشد . همچنين اين حجمها و ظرفيتها در افراد درشت اندام و ورزشكاران بيشتر است .

 تهويه ريوي

ملاحظه شد كه در شرايط استراحت 500 ميلي ليتر هوا با هر دم وارد ريه ها و يا از آن خارج ميشود كه به حجم جاري موسوم است . چون اين عمل 12 تا 15 بار در دقيقه تكرار مي شود لذا مقدار كل هواي وارد شده به ريه ها در دقيقه از ضرب كردن حجم جاري در تعداد تنفس در دقيقه ( تواتر تنفسي ) بدست مي آيد . به اين ترتيب تهويه ريوي يا حجم تنفسي در دقيقه برابر است با حجم جاري ضربدر تعداد تنفس در دقيقه در حال استراحت ، تهويه ريوي بين 12*5 يا 6000 ميلي ليتر در دقيقه تا 15*500 يا 7500 ميلي ليتر است .

 تهويه جابجايي

هدف نهايي دستگاه تنفس ، رساندن هواي تازه به حبابچه ها ( آلوئولهاي ريوي ) براي انتقال اكسيژن آن به خون از يك طرف و خارج كردن هواي مصرف شده از طرف ديگر است . از اين رو مبادله هوا در سطح آلوئولها ، تهويه حبابچه اي ناميده ميشود . تهويه حبابچه اي با تهويه ريوي متفاوت است ، زيرا بخشي از هوايي كه در دقيقه وارد بدن ميشود به حبابچه ها نمي رسد و قسمت بزرگي از آن فقط مجاري تنفسي را كه براي انتقال هوا و نه براي مبادله گازها بين هوا و خون بوجود آمده اند پر ميكند .

حجم هوايي كه مجاري تنفسي را پر مي كند در مبادله گازهاي تنفسي نقشي ندارد    « هواي فضاي مرده » ناميده مي شود .

تاثير تمرين بر تهويه دقيقه اي يا تهويه ريوي

تهويه ريوي در حالت استراحت حدود 5 تا 8 ليتر در دقيقه براي افراد سالم و معمولي ميباشد . در تمرينات سنگين و شديد ، اين مقدار ممكن است از 130 ليتر در دقيقه براي زنان و 180 ليتر در دقيقه براي مردان تجاوز نمايد كه اين مقادير در حدود 25 الي 30 بار بيشتر از تهويه دقيقه اي در زمان استراحت مي باشد .

بيشتر شدن تهويه دقيقه اي تا اين حد با افزايش فراوان در تعداد تنفس ( 50 تا 60 بار در هنگام ورزش ) و عميق شدن تنفس ( بالا رفتن حجم جاري ) ميسر مي گردد .

با استفاده از يافته هاي پژوهشي مي توان گفت :

اولاً : تهويه دقيقه اي نه فقط در حين ورزش افزايش پيدا ميكند بلكه رابطه خطي با مقدار اكسيژن جذب شده و دي اكسيد كربن توليد شده در دقيقه دارد .

ثانياً : در تمرينات شديد و طاقت فرسا ، خارج كردن دي اكسيد كربن از مصرف اكسيژن جهت تنظيم تهويه دقيقه اي ضروري تر به نظر مي رسد .

ثالثاً : افراد تمرين نكرده ظرفيت هاي كاري پايين تر و كارآيي تنفسي كمتري را نسبت به افراد تمرين كرده دارا مي باشد .

تغييرات تهويه در هنگام تمرين و پس از تمرين

قبل از شروع به فعاليت ، تهويه ريوي مقداري بالا مي رود كه اين مسئله را مربوط به تحريكات ناشي از انتظار فرد جهت شروع تمرين مي دانند در هنگام تمرين دو تغيير اساسي در تهويه دقيقه اي ملاحظه مي شود :

در مرحله اول ميزان تهويه دقيقه اي سريعاً افزايش مي يابد .

در مرحله دوم ، افزايش سريع بتدريج تبديل به يك افزايش آهسته تر و يكنواخت ميشود در تمرينات شديد ، مقدار تهويه ريوي تا زماني كه تمرين ادامه دارد رو به افزايش مي باشد .

 پس از تمرينات نيز دو نوع تغيير در تهويه دقيقه اي مشاهده مي گردد :

1-   به محض پايان تمرين و شروع زمان بازگشت به حالت اوليه ، تهويه دقيقه اي به يكباره كاهش پيدا ميكند .

2-   در مرحله بعد كاهش مذكور با شدت كمتري ادامه مي يابد و بتدريج به سطح عادي باز ميگردد .

خلاصه تغييرات تهويه در هنگام تمرين و پس از تمرين در جدول زير نشان داده شده است .

تهويه دقيقه اي

تغييرات

1-     قبل از تمرين

2-    هنگام تمرين

الف ) درست در آغاز تمرين

ب ) اندكي پس از شروع تمرين

3-    مرحله استراحت

الف ) درست در آغاز استراحت

ب) اندكي پس از شروع استراحت

افزايش متوسط

 

 

افزايش سريع

حالت يكنواخت با افزايش كندتر

كاهش سريع

كاهش كندتر به طرف حالت طبيعي

 اثر سيگار كشيدن بر روي تهويه ريوي در فعاليت

غالباً چنين بيان مي شود كه سيگار كشيدن « نفس » ورزشكار را كاهش ميدهد . اين موضوع به دلايل متعددي كاملاً صحيح است .

اولاً : يكي از اثرات نيكوتين تنگ كردن نايژكهاي انتهايي ريه ها است كه مقاومت در برابر جريان هوا به داخل يا به خارج از ريه ها را افزايش ميدهد .

ثانياً : اثرات تحريك كننده دود سيگار مي تواند باعث تجمع افزايش ترشح مايع در كيسه هاي هوايي و نيز تورم بافت سطحي آنها شود .

ثالثاً : نيكوتين ، مژكهاي موجود بر روي سطوح سلولهاي مخاطي مجاري تنفس را كه بطور دائم داراي حركت هستند تا مايع اضافي و ذرات خارجي را از

چاپ مطلب ارسال برای دوستان

 

 

 

 

  نقشه سایت | عضویت | درباره ما | تعرفه تبلیغات | ارسال نظرات | خانه  

حقوق این سایت متعلق به موسسه طب ورزش پارس می باشد.

هرگونه برداشتی از مطالب با ذکر منبع (www.sportmedicine.ir) بلامانع است.  

طراحی شده توسط شرکت سامانه های هوشمند مصباح شارژ